الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
269
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
است ، مثالى نيست كه مناسب ممثل عليه باشد . بل مثال مناسب ما نحن فيه اين است كه اگر مسكين از زبان لال و دستها و پاها نقصان و به جميع امراض مبتلا و از قوّهء باصره و سامعه و مشاعر باطنه و حواس ظاهره عارى باشد ، پادشاهى او را از آن بليّه استخلاص و هر عضوى از اعضاى او را به حال اوّل باز آورد . قوّهء سامعه و باصره را به او ارزانى دارد و بر جلب نفع و دفع ضرر هدايت كند و به اعزاز و نوازش بر اكثر بندگان و متعلّقانش بنوازد . هرگاه زبان به حمد و ثناى آن منعم و معطى نگشايد و اعراض از حمد و شكر او نمايد ، شكّى نيست كه آن مسكين از هر رهگذر مذموم و مستوجب اهانت و تمسخر خاص و عام خواهد شد . در اين صورت ، معلوم شد كه شكر منعم واجب عقلى و دليل اشاعره مستور به نه مسطور كه طبع سليم از قبول آن ابا و امتناع و ذهن بهنجار بدانها راضى نمىشود . سلام بر تمام كسانى باد كه از هدايت پيروى مىكنند و درود خداوند بر سرور ما محمد صلّى اللّه عليه و إله و اهل بيت و ياران پاك وى باد ! 637 بدگمان به خلق بد از گفتار اومرس : به اخلاق ناپسند خويش بدگمان باش ؛ چراكه اگر به مراد خويشتن از دنيا دست يابد ، مانند آن است كه به آتش ، هيمه و به ماهى آب رسد . حال اگر از آنچه خواهد ، بازش دارى ، چنانكه آتش در نبود هيمه خاموش شود ، خاموشى گيرد و مانند ماهى كه بدون آب ميرد ، هلاك شود و چنان كه چشم آدمى اگر به چشمدرد مبتلا شود ، از ديدن نور فيضبخش خورشيد محروم ماند ، بصيرت نيز اگر به آفت هوس و پيروى از شهوات و آميزش با مردمان دنيا گرفتار آيد ، از درك انوار قدسى و چشيدن لذّات آن محروم افتد . 638 در اسارت لذّت اسير لذّت تن ماندهاى و گرنه تو را * چه عيشهاست كه در ملك جان مهيّا نيست ( ناشناس ) 639 درياى آمال ألا يا خايضا بحر الأماني * هداك اللّه ما هذا التواني ؟ !